15th
حلقه را
از انگشت گرفت و
تکبیر گفت
دختربچهی دو سالهایام که
مادرش را میخواهد
مینشیند و اشک میریزد
قبول نداری. دلیل هم داری برای قبول نداشتنات. مسئله هم به اندازهای مهم و حساس هست که نتوانی بگذاریاش کنار و بگویی «شرایطاش که مهیا شد، پیاش را میگیرم». باید به هدفی که داری برسی. چارهای نیست…
بعد از شما با ما پَرِ پرپر شدن نیست
در حال ما دیگر تبِ دیگر شدن نیست
شیرینترین آتش اگر هم گُر بگیرد
ققنوسها را شورِ خاكستر شدن نیست
دیگر در این دلها دلِ دریا شدن كو؟
دیگر در این سرها سرِبیسر شدن نیست
این تیغباد و این جنون، این گوی و میدان
امّا گُلی را غیرت پرپر شدن نیست
ساقی همان ساقی است، میخانه همان است
تنها دل ما لایق ساغر شدن نیست
بعد از شما شكّی به جان ما نشسته
شكّی كه در آن جرئت باور شدن نیست
بارانتان را از هوای ما نگیرید
هر چند در ما حسّ و حالِ تر شدن نیست
آن روزهای شور و شر سهم شما بود
امروز دیگر مال شور و شر شدن نیست
make way for ducklings (via shoothead)
(via rosemary*)
Golden leaves and a tiny greyhound paw (via chaps1)
* (via nyoroko)
What we are is God’s gift to us. What we become is our gift to God. (via simple effulgence)